لحظه فراموش‌نشدني فوتبال جهان در سال 2010

به باور يک روزنامه انگليسي، کسب قهرماني جهان توسط تيم ملي اسپانيا داغ‌ترين لحظه از جهان فوتبال در سال پايان گرفته 2010 بوده است.


  10 لحظه داغ و فراموش‌نشدني فوتبال در سال 2010 را اين‌گونه برگزيده است:

1- هيجان‌انگيزترين لحظه فوتبالي سال به پايان رسيده، آن هنگام بود که آندرس ‌اينيستا، بازيکن خط مياني تيم ملي اسپانيا جام‌ جهاني را به نشانه قهرمان در پايان رقابت‌هاي آفريقاي‌جنوبي 2010 روي دست برد. او زننده تک گل بازي نهايي با هلند بود و در يک لحظه، با گلي که زد يک ملت را شاد کرد.

2- دومين لحظه بسيار حساس و داغ سال 2010 مربوط به ابتداي سال است. زماني که ليونل مسي، اعجوبه فوتبال آرژانتين و بارسلونا صاحب دو عنوان مرد سال فوتبال اروپا و جهان شد. او بدين ترتيب مزد يک سال زحمت بسيار و طاقت فرسا را گرفت.

3- اواخر بهار و اوايل تابستان، با آنکه مسابقات جام‌جهاني 2010 در آفريقاي‌جنوبي برگزار مي‌شد، اما خيلي ‌از تيم‌ها در کنار ژرمن‌ها، چشم به يکي از آکواريوم‌هاي آلمان داشتند. جايي که يک هشت‌پا به نام پل با پيش‌‌بيني‌هاي درست‌اش لحظات گرمي را رقم زد اما حيف که در ماه اکتبر مرد.

4- در سال 2010 اتفاقات حاشيه‌اي که لحظات عجيبي را رقم زدند، پرشمار بودند اما کاري که تيم ملي فوتبال فرانسه در جام‌جهاني کرد، داغ‌ترين لحظه و حاشيه سال از نوع منفي بود. آنقدر که در رتبه چهارمين لحظه فوتبالي داغ سال جاي گرفت. کاري که فرانسويان کردند آنقدر بد بود که نيکولا سارکوزي، نفر اول سياست کشور، از آن به عنوان شرم‌آورترين دوره از حيات خروس‌هاي آبي( تيم ملي فرانسه) نام برد. در اين ماجرا پاتريس اورا، کاپيتان منچستريونايتدي تيم، باند و باندبازي راه انداخت تا جايي که اجازه نداد اعضاي تيمش پس از پياده شدن از اتوبوس، تمرين کنند. او با گردن‌کشي خاصي يارانش را سوار بر اتوبوس کرد و دست ريمون دومنش، سرمربي تيم را در پوست گردو گذاشت.

5- پنجمين لحظه حساس جهاني اين رشته ورزشي جهان اختصاص به زماني دارد که مهمترين اتفاق در عرصه نقل و انتقال مربيگري رخ داد. خوزه مورينيو، سرمربي پرتغالي معروف به آقاي خاص اينترميلان ايتاليا را به مقام نخست کالچو، جام حذفي و سرانجام ليگ قهرمانان اروپا رساند ولي ميلان را ترک کرد تا زمامدار کهکشاني‌هاي رئال مادريد شود.

6- اگر قرار باشد حاشيه‌سازان ترين بازيکنان جهان در سال 2010 برگزيده شوند، بي‌شک بايد از انگليسي‌ها نام برد. البته به لحاظ تعداد خلاف‌کاري‌ها و لحظات بدي که به وجود آمدند، وين روني به خاطر تعدد اين خلاف‌کاري‌ها نفر اول شد.

7- هفتمين لحظه کاملا داغ فوتبالي سال 2010 را همين چند هفته قبل و اوايل دسامبر، رئيس فيفا يعني سپ بلاتر رقم زد. او هنگامي که در مراسم انتخاب ميزبانان دو جام‌جهاني پس از برزيل 2014، قطر را به عنوان ميزبان جام‌جهاني 2022 معرفي کرد، باعث شد نفس همه فوتبال دوستان در سراسر جهان بند بيايد.

8- هشتمين لحظه فراموش نشدني محبوب‌ترين رشته ورزشي جهان در سال 2010 اختصاص به زماني دارد که پتکي سنگين بر يک مربي بزرگ زده شد. زماني که ديگو مارادونا، با کلي سر و صدا به عنوان سرمربي تيم ملي آرژانتين به جام جهاني آفريقاي‌جنوبي آمد در جام جهاني از قدرت تيمش حرف زد اما همين مربي در مرحله يک چهارم نهايي مسابقات وقتي مقابل آلمان سراسر انگيزه و البته جوان، چهار بر صفر شکست خورد و حذف شد، سرش را از فرط خجالت با دو دستش گرفت و چهره خود را پوشيده نگه داشت.

9- نهمين لحظه، جنسي از نوع ناکامي دارد. در دربي ال‌‌کلاسيکو که همين چند هفته قبل در لاليگا ميان بارسلونا و رئال‌مادريد برگزار شد، لحظاتي خاص رقم خورد. داغ و تلخ براي رئال‌مادريد که با آن همه ريخت و پاش و جذب آقاي خاص (خوزه مورينيو) 5 بر صفر از حريف هميشگي شکست خورد. همين طور داغ و شيرين براي بارسلونا که 5 گل زد و حريف را له کرد که البته مي‌توانست به همين تعداد باز هم گل بزند.

10- دهمين لحظه، زماني بود که اينترميلان ايتاليا پس از کسب پيروزي مقابل بايرن‌مونيخ در ديدار فينال ليگ قهرمانان اروپا، جام قهرماني را به نشانه قهرماني به روي دستان خود بلند کرد.

 

تغيير زمان ديدار با آنگولا

زمان ديدار دوستانه تيم‌هاي ايران و آنگولا تغيير کرد.


    آخرين تمرين تيم ملي پيش از ديدار تدارکاتي با آنگولا شب گذشته در زمين اصلي ورزشگاه اسپاير برگزار شد. هواي شب گذشته دوحه غبارآلود بود و تمرين به مدت 70 دقيقه در اين هوا برگزار شد.

* جلسه هماهنگي ديدار تيم‌هاي ايران وآنگولا روز گذشته برگزار شد که ايران با پيراهن قرمز و بازيکنان آنگولا با پيراهن زرد به ميدان خواهند رفت.

* پيش از اين قرار بود ديدار تيم‌هاي ايران و آنگولا ساعت 19:15 برگزار شود که در نشست هماهنگي بين مسئولان دو تيم قرار شد اين ديدار ساعت 19:45 به وقت ايران برگزار شود.

* خسرو والي‌زاده، مدير رسانه‌اي تيم ملي فوتبال ايران شايعات اخير پيرامون درگيري افشين قطبي و جواد نکونام در تمرينات تيم ملي را رد و تاکيد کرد تمرينات تيم ملي در آرامش کامل برگزار مي‌شود و چنين اتفاقي رخ نداده است.
والي‌زاده در مورد پخش مستقيم اين ديدار نيز گفت: چند شبکه تلويزيوني خواهان پخش مستقيم اين ديدار بودند، اما مسئولان اي اف سي اجازه حضور دوربين‌هاي آنها را در ورزشگاه السد ندادند.

* شب گذشته جلسه کادر فني با بازيکنان برگزار شد که قطبي به مرور کارهاي تاکتيکي براي بازيکنان به منظور ديدار با آنگولا پرداخت.

* سرپرست تيم فوتبال آنگولا که به علت نداشتن ويزا براي ورود به قطر دچار مشکل شده بود با حمايت سفارت اين کشور در قطر مشکلش حل شد.

 

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

“کافی میت” نخورده و دهن سوخته!

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل

ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom )

سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!


داستاني آموزنده

 این داستان نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد.

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته شد؛ رئیس شرکت، آخرین مصاحبه را انجام داد.
رئیس شرکت از شرح سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهش های پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید:«آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟»
جوان پاسخ داد:«هیچ»
رئیس پرسید: « آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟»
جوان پاسخ داد:« پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های مدرسه ام را پرداخت می کرد.»
رئیس پرسید: « مادرتان کجا کار می کرد؟»
جوان پاسخ داد:«مادرم به عنوان کارگر رختشوی خانه، کار می کرد.»
رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد.
جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.
رئیس پرسید: « آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟»

جوان پاسخ داد:«هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و کتاب های بیشتری مطالعه کنم. به علاوه، مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.»

رئیس گفت:« درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دست های مادرتان را تمیز کنید، و سپس فردا صبح پیش من بیایید.»
جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است.
وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دست های او را تمیز کند.

مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد.

این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست است که هر روز رخت ها را می شوید تا او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دست های مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند. بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقی مانده را برای مادرش یواشکی شست
آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی گفتگو کردند.

صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت.
رئیس متوجه اشک های چشم جوان شد، پرسید: «آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید و چه چیزی یاد گرفتید؟»
جوان پاسخ داد: « دست های مادرم را تمیز کردم، و شستشوی باقی مانده رخت ها را نیز تمام کردم.»
رئیس پرسید: «لطفاً احساس تان را به من بگویید.»
جوان گفت:
1-اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، "من" موفق نبودم.
2-از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشوار است برای اینکه یک چیزی انجام شود.
3-به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.

رئیس شرکت گفت: « این چیزیست که دنبالش می گشتم که مدیرم شود.»
می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک دیگران را بداند، کسی که زحمات دیگران را برای انجام کارها بفهمد، و کسی که پول را به عنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید.
بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد، و احترام زیردستانش را بدست آورد.

نتیجه:
یک بچه، که حمایت شده و هر آنچه که خواسته است از روی عادت به او داده اند، «ذهنیت مقرری» را پرورش داده و همیشه خودش را مقدم می داند. او از زحمات والدین خود بی خبر است. وقتی که کار را شروع می کند، می پندارد که هر کسی باید حرف او را گوش دهد، زمانی که مدیر می شود، هرگز زحمات کارمندانش را نمی فهمد و همیشه دیگران را سرزنش می کند. برای این جور شخصی، که ممکن است از نظر آموزشی خوب باشد، ممکن است یک مدتی موفق باشد، اما عاقبت احساس کامیابی نمی کند.

شما می توانید بگذارید بچه هایتان در خانه بزرگ زندگی کنند، غذای خوب بخورند، پیانو بیاموزند، تلویزیون صفحه بزرگ تماشا کنند. اما هنگامی که دارید چمن ها را می زنید، لطفاً اجازه دهید آن را تجربه کنند. بعد از غذا، بگذارید بشقاب و کاسه های خود را همراه با خواهر و برادر هایشان بشویند.

برای این نیست که شما پول ندارید که مستخدم بگیرید، می خواهید که آنها درک کنند، مهم نیست که والدین شان چقدر ثروتمند هستند، یک روزی موی سرشان به همان اندازه مادر شخص جوان سفید خواهد شد.
مهم ترین چیز این است که بچه های شما یاد بگیرند که چطور از زحمات و تجربه سختی قدردانی کنند و یاد بگیرند که چطور برای انجام کارها با دیگران کار کنند.

چقدر باهوشی؟


چهار تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری،  حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی!


آماده اي؟

 

سوأل اول :

فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

پاسخ:

اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

 


 

سعی کن تو سوأل دوم ...

برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی..

 

   

سوأل دوم:

اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

پاسخ:

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

 
 

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

 



 

سوأل سوم:

ریاضیات فریبنده!!!  این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 

پاسخ:

به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.

باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.

مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید... تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

 

 

 

 

سوال آخر:

پدر و مادر ماري  پنج تا دختر داره: 1-Nana  2- Nene  3- Nini  4- Nono. اسم پنجمی چیه؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

                             
جواب: Nunu؟

نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.


وحيد هاشميان رسما به تيم فوتبال پرسپوليس پيوست

وحيد هاشميان رسما به تيم فوتبال پرسپوليس پيوست

بازيکن پيشين تيم‌ ملي کشورمان و تيم‌هاي بوخوم با باير مونيخ ،‌هانوفر امروز به تيم فوتبال پرسپوليس پيوست.


وحيد هاشميان که روز چهارشنبه در ديداري با حبيب کاشاني شرکت کرده بود و سپس در جلسه‌اي هم به ديدار دايي رفت پس از تاييد علي دايي و جلسه‌ امروزش در شوراي شهر تهران به مدت 120 دقيقه با حبيب کاشاني رسما به تيم فوتبال پرسپوليس تهران پيوست.

وي قرار است از روز شنبه در تمرينات پرسپوليس حضور پيدا کند.
اين اتفاق در شرايطي افتاد که علي دايي نيز در جلسه‌اي با وحيد هاشميان در خصوص مسائل مختلف به بحث و گفت‌وگو پرداخت.

گفتني است قرارداد وحيد هاشميان با پرسپوليس 6 ماهه است و در شرايط رضايت طرفين امکان تمديد وجود دارد.
هاشميان تا دقايقي ديگر براي ثبت قراردادش راهي هيئت استان تهران مي‌شود.

برد چلسي، تساوي ويگان و باخت ليورپول

برد چلسي، تساوي ويگان و باخت ليورپول

نتايج سه بازي باقيمانده هفته بيستم ليگ برتر انگليس


ویگان 2 – آرسنال 2: ویگان ده‌نفره آرسنال را متوقف کرد
گل به خودی اسکیلاچی یک امتیاز را برای میزبان به همراه آورد.


چلسی 1 – بولتون صفر: پایان کابوس
مالودا گل زد تا چلسی از بحران نجات یابد.
چلسی توانست با وجود نمایش خوب بولتون آنها را ببرد و اولین برد خود در لیگ برتر از اوایل نوامبر تاکنون را به دست بیاورد.

چلسی در دقیقه 61 و در حالی گل زد که بولتون داشت خوب بازی می‌کرد. میشل اسین پاسی به دروگبا داد که در موقعیت مشکوک به آفساید قرار داشت. او هم به سمت راست رفت و توپ را برای فلوران مالودا فرستاد تا او از درون محوطه شش قدم گل بزند.

چلسی با 34 امتیاز چهارم است و بولتون با 29 امتیاز ششم.

 

لیورپول صفر – ولوز 1: شکست در آنفیلد مقابل تیم قعر جدولی!
تیره‌روزی‌های لیورپول همچنان ادامه دارد.
 لیورپول هرگز در لیگ برتر در خانه به ولورهمپتون نباخته بود، اما این طلسم امشب شکسته شد. لیورپول در این دیدار استیون جرارد را هم در اختیار داشت، اما طرفداران آنها از عملکرد تیم در نیمه اول راضی نبودند.

ولوز در دقیقه 56 با گل استیون وارد پیش افتاد. ضربه سر ضعیف کرگیاکاس به ایبنکس بلیک رسید و او توپ را از میان مدافع یونانی و مارتین اشکرتل به روی دروازه لیورپول فرستاد تا وارد آن را وارد دروازه په‌په رینا کند و تیم میهمان را به شایستگی پیش بیندازد.

لیورپول در ادامه هم نتوانست کاری کند و با این باخت به رده دوازدهم سقوط کرد. آنها تنها 22 امتیاز دارند و فاصله‌شان تا منطقه سقوط به 3 امتیاز رسید. ولوز هم با این برد 18 امتیازی شد و در رده ماقبل آخر جدول قرار گرفت.